متحیرم که یک زندگی چه قدر چرت و مزخرف می تواند شروع شود ،افتضاح
،
نوشته شده توسط حامد در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 |
با کتاب های جذاب آقای کلمچی زندگی را بدهید برود پی کارش !مهدکودکی ها به کانون بیایید
نوشته شده توسط حامد در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 |
دیدی آدما با فهمیدن یه نکته ی بدیهی و تابلوی سیاسی چه خرکیف میشن؟ مثلا یارو نوشته راه میدان آزادی از خیابان جمهوری اسلامی نمی گذرد ،بعد کلی آدم زیرش نوشتن نکته رو فهمیدی؟
نوشته شده توسط حامد در جمعه هشتم اردیبهشت 1391 |
آخ جون آخ جون موبایلمو گرفتن ،دیگه نمی تونم بیام!
نوشته شده توسط حامد در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 |
من کم کم دارم می برم ولی باید ادامه بدم تو این لحطات آخر
نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 |
چه روز خوبی بود ،خوش گذشت -!350 تومان هم جایزه بهمان دادن ! لااقل خوبه که قد یه مسابقه تلویزیونی برامون ارزش قایلن ،(غایلن؟قاعلن؟غاعلن؟)
نوشته شده توسط حامد در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 |
The waves are washing overhalf forgotten memory
نوشته شده توسط حامد در شنبه نوزدهم فروردین 1391 |
و آنگاه که تنها می شویم به بدبختی ها فکر می کنیم
نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 |
حدودا همین روز ها بود !که دیگر تمام شد!یادت هست؟...
نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 |
بعضی از دوستان جدیدمان را خیلی دوست داریم !با اینکه به جاهای بلندی رسیدن اما تغییر نکردن !
نه مثل بعضی ها که تا دو تا آدم جدید می دیدن جلوی جمع شروع به مسخره کردنم می گرفتن !بعضی چیزا یادم میاد هنوز گریم میگیره !سگ با سگ نمی کنه !
نوشته شده توسط حامد در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 |
میدونی؟من از همون بچگیمم آدم بی حالی بودم !نمی رفتم با بقیه بازی کنم !بدوم !انگار می دونستم آخرشم باید بشینم به در و دیوار زل بزنم!
نوشته شده توسط حامد در یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 |
گر زآزردن من هست غرض مردن من ... مردم و آزار مکش از پی آزردن من
وحشی بافقی!
نوشته شده توسط حامد در یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 |
یکی نشسته کنج خونه داره له میشه
نوشته شده توسط حامد در یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 |
همیشه با رسیدن به هدف هام به بقیه می گم خفه شو!اشخاص خاصی منظورمه!این خفه شو رو بلندتر می گم!
نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه نهم فروردین 1391 |
دنیا یه جوری شده آدم بعضی وقتا شک می کنه لینی که کنارته آقاست یا خانومه !چند روز پیش این مشکل برام پیش اومد و برای اولین بار بود که شک کردم ،آقا؟خانوم ! و به سختی تشخیص دادم!آقا !
نوشته شده توسط حامد در سه شنبه هشتم فروردین 1391 |
دوباره بستمش رفت !وقت زیاد می برد!
نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه سوم فروردین 1391 |
اگه فرصت پیدا کنم لااقل 3 روز می خوابم
نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه سوم فروردین 1391 |
چه عید بیخودی بود ،اصلا نفهمیدم!
نوشته شده توسط حامد در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 |
ای خواهر !اونیکه بهت میگن تعریف نیست!فحشه!که بعد ازشون تشکر هم می کنی!
نوشته شده توسط حامد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 |
بعضی وقت ها اصلا حس و حالش نیست!
نوشته شده توسط حامد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 |
Weblog Themes By
Pichak